زن
§ خلقتی آشفته و بی حدّ و سامان
خالقی زیبا و مَه رو، تا جدار عاشقان
زلف و ابرو، سینه و اندام تابان
قلب نازک چون حریری در بهاران
روح باران
§ جلوه زیبای مستی
زن کمال ذوق و ادراک دو هستی
محرم اسرار پنهان در ضمیر سادگی
شاهراه عاطفه، استاد مهر و عاشقی
تر، به سان مِه، بدور گل، میان برگ و خار
نغمه ی نهری میان جنگل پر برگ و بار
§ زن نوای شادی بلبل ، میان دشت شب
روح شقایق، سرخی و گرمی آتش در شراب
زن صفای جلوه بی تاب آب
زن کمال مستی یک موج خواب
§ آتشی خفته میان چشمهای خیس مرداب
یک حرارت
هُرم جاذب یک دم میان موج شر
زن، شرار هستی و شولانی مرد
زن
25/5/82
هیلدا دولیتل و آثار و افکارش در مجله ادبی وازنا
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 13:27 توسط ناصر کلان




